خرید بک لینک

دلم صبحی، سلامی

بوسه ای، عشقی

نسیمی، عطر لبخندی

نوای دلکش تار و کمانچه

از مسیری دورتر حتی

دلم شعری

سراسر دوستت دارم

دلم دشتی

پُر از آویشن و گل پونه

می خواهد …

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 14:09

زندگی با همه وسعت خویش مخمل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن نیست اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست زندگی کوشش و راهی شدن است زندگی جوشش و جاری شدن است ازتما شاگه آغاز حیات تا بدانجا که خدا می داند

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 17:20

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران رانگه جز پیش پا را دید، نتواندکه ره تاریک و لغزان استوگر دست محبت سوی کس یازیبه اکراه آورد دست از بغل بیرونکه سرما سخت سوزان استنفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریکچو دیوار ایستد در پیش چشمانتنفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم؟ز چشم دوستان دور یا نزدیکمسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکینهوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ...دمت گرم و سرت خوش بادسلامم را تو پاسخ گوی، در بگشایمنم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموممنم من، سنگ تیپا خورده ی رنجورمنم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجورنه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگمبیا بگشای در، بگشای، دلتنگمحریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزدتگرگی نیست، مرگی نیستصدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 16:08

به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستام

پشت هیچستان جایی است

پشت هیچستان رگ ها ، پر قاصدهایی است.

که خبر می آرند ، از گل واشده دور ترین بوته خاک

روی شن ها هم ، نقش های سم اسبان سواران ظریفی که صبح

به سر تپه ی معراج شقایق رفتند.

آدم اینجا تنهاست.

و در این تنهایی ، سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست.

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: يکشنبه 19 تير 1401 ساعت: 1:07

در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد

رهگذر شاخه نوری که لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری گفت :

نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است

دو قدم مانده به گل

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا ، جوجه بر دارد از لانه نور

و از او می پرسی

خانه دوست کجاست!!!

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: يکشنبه 19 تير 1401 ساعت: 1:07

گاهی باید نبخشید کسی را که بار ها او را بخشیدی و نفهمیدتا این بار در آرزوی بخشش تو باشد.گاهی نباید صبر کرد ، باید رها کردو رفت تا بدانند اگر ماندی رفتن را بلد بوده ای.گاهی بر سر کارهایی که برای دیگران انجام می دهی باید منت گذاشت تا آنرا کم اهمیت ندانند.گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودنت را نمی داند.و گاهی باید به آدم ها رفتن را متذکر شد.آدم ها همیشه نمی مانند یکجا در را باز می کنند و برای همیشه می روند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: يکشنبه 19 تير 1401 ساعت: 1:07

زیاد خودتونو اذیت نکنید! زیاد خودتونو اذیت نکنید!تو زندگی همه ی ما روزهایی وجود داره که اتفاقاتی باعث غمگین شدنمون میشه.باعث تنها شدنمون.فاصله گرفتنمون .دلتنگ شدنمون....دنبال مقصر نباشید.گاهی بعضی اتفاق ها بی هیچ دلیلی میفتن! گاهی آدم ها بی هیچ دلیلیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

پاییز که می شود حواستان به آدم هایِ زندگیِ تان باشد کمی بهانه گیر می شوند حساس می شوند "توجه" می خواهند! دستِ خودشان که نیست این خاصیتِ پاییز است آدم ها را از همیشه عاشق تر می کند مگر می شود پاییز باشد و دلت هوایِ قربان صدقه هایِ از تهِ دلِ کسی را ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

پاییـــــز را دیـــدی؟
آنان که رنگ عوض کردند، افتــادنــد!
یادمان باشد، محبـت، تجارت پایاپای نیست،
چرتکه نیندازیم که من چه کردم و در مقابل تو چه کردی!!
بی شمار محبـت کنیم،
حتی اگر به هر دلیلی کفه ی ترازوی دیگران سبک تر بود.
اگر قرار باشد خوبی ما، وابسته به رفتار دیگران باشد،
این دیگر خوبی نیست؛ بلکه معامله است

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

بعضی دعاها عجیب به دل میشینه: خداوندا؛نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنیو نه آنقدر بدم که رهایم کنی… میان این دو گم شده امهم خودم و هم تو را آزار می دهم…هر چه تلاش کردم نتوانستمآنی شوم که تو میخواهیو هرگز دوست ندارمآنی شوم که تو رهایم کنی… خدایا دستم بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

آینه ها را باید شست
آبها را باید شست
و دل های به عشق آلوده را
با تیشه فرهاد
باید کند باید شست

نوشته شده در ساعت 22:26 توسط رمز شب|

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت به شرط آن که گه گاهی تو هم از من کنی یادی

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

به ناگه دل می رود از دست گر دست گذاری روی دستزندگی هم از هم خواهد گسست آری زندگی زیباست گر یاری در کنارت گیری دستش در دست دل حریم کبریاست حریم کبریا را هم یار بایست گر سوی کبریایش خواهی کنی پرواز دو بال باید تا رسی بر دوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانموین درد نهان سوز نهفتن نتوانم تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهتمن مست چنانم که شنفتن نتوانم شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاهگر دامن وصل تو گرفتن نتوانم با پرتو ماه آیم و، چون سایه دیوارگامی از سر کوی تو رفتن نتوانم دور از توادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

برایت آرزو می کنم که عاشق شوى و اگر هستى

کسى هم به تو عشق بورزد و اگر اینگونه نیست

تنهاییت کوتاه باشد و پس از تنهاییت

نفرت از کسی نیابی آرزومندم که اینگونه پیش نیاید

عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد

عاملیست که دو تن را مبدل به فرشته ی واحدی می کند

برچسب: نویسنده: پویا یوسفی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

صفحه بندی